پرداختند و آن را به عنوان زبان سياسي در روابطشان با دربار منچو به‌كار بردند؛ به يك مامور آمريكايي در چين هم درسال 1844 پيش‌نهاد شد همين كار را بكند، چون آموختن منچو خيلي‌ آسان‌تر از چيني بود.
علي‌رغم همه‌ٴ تلاش‌هاي امپراتوري براي حفظ زبان منچو، اين زبان بيش از آن ساختگي بود كه دربرابر فشار روزافزون زبان چيني پاي‌داري كند؛ برتري فرهنگي زبان چيني عظيم بود و منچوها خيلي كم بودند. پس از سال 1760 ديگر كسي را براي يادگيري زبان منچو امتحان‌ نمي‌كردند و اين زبان به سرعت افول كرد.

26. سانسكريت و پالي‌

سانسكريت را مي‌توان يكي از كهن‌ترين زبان‌هاي مكتوب دانست‌. شكل ودايي آن بي‌شك داراي‌ قدمت زيادي است‌؛ ولي كاملاً خالص نيست‌؛ يعني تنها از يك گويش پنجابي سرچشمه‌ نگرفته‌، بلكه داراي بهره‌گيري‌هاي جنبي از گويش‌هاي ديگر است كه در كشورهاي شمال پنجاب‌ تكلم مي‌شد. به‌زودي اين زبان حالت لاتيني در غرب را پيدا كرد، در حالي كه گويش‌هاي‌ مختلفي (پراكريت‌) كم و بيش از آن جدا شد. يكي از اين گويش‌ها پالي بود كه پيش از عصر مورد بحث ما زبان ديني بودايي شد.1
اگر سانسكريت قديم‌ترين زبان ادبي نيست‌، بي‌شك نخستين زباني است كه به مرحله‌ٴ آگاهي‌ دستوري رسيد. الفباي براهمي‌، كه براي نوشتن زبان سانسكريت به‌كار مي‌رفت‌، در سده‌ٴ پنجم پ‌م‌ وجود داشت و از لحاظ آوانگاري سرمشق است و خيلي برتر از خط ما. اما در مورد دستور زبان‌، در نيروكتا، كه شرحي است از ياسوكا (پنجم پ‌م‌) بر ودا، به اندازه‌ٴ كافي نكات دستوري از پيش‌ وجود داشت‌. با اين حال بنيان‌گذار واقعي دستور زبان سانسكريت پانيني (چهارم ـ 1پ‌م‌)، معاصر افلاطون بود. رشد لغت‌نويسي بسيار كند بود. نخستين واژه‌نامه‌ٴ بزرگ سانسكريت را آمارا (ششم ـ 2) تأليف كرد. پيش‌رفت بين‌المللي دين بودا موجب پيدايش واژه‌نامه‌هاي دو زباني گرديد كه براي‌ ترجمه‌ٴ كتاب‌هاي مقدس بودايي ـ تري‌پيتاكا ـ به چيني‌، تبتي‌، كره‌اي‌، مغولي و ژاپني ضرورت‌ داشت‌، مثلاً يك واژه‌نامه‌ٴ سانسكريت ـ تبتي در تانجور (مقدمه 1، 453) ديده مي‌شود و واژه‌نامه‌هاي سانسكريت ـ چيني به‌اهتمام ئي ـ چينگ (هفتم ـ 2)، لي يِن (متوفا حدود 792)،2


1. از الفباي سامي اقتباس ولي بسيار غني‌تر شد (46 حرف به جاي 22 حرف‌) و موجب پيدايش الفباي دِواناگاري گرديد، كه اقسام (ناگاري‌) مختلف آن كه تا به‌امروز علاوه‌بر سانسكريت‌، براي ساير زبان‌هاي هندي‌، حتي غيرآريايي‌، هم به‌كار مي‌رود. خط تبتي هم از ناگاري اقتباس شده است‌.
2. واژه‌نامه‌هاي ئي ـ چينگ و لي يِن را Prabodh Chandra Bagchi (پاريس 1929 ـ 37؛ ايسيس‌، 33، 356) منتشر كرده است‌. واژه‌نامه‌ٴ فا يون آخري نبود، بلكه آثار ديگري را به دنبال داشت كه به چيني يا ژاپني و زبان‌هاي غربي انتشار يافت‌. آخرينش كتاب زير است‌:
   W.E. Soothill and L. Hodous: Hodous: Dictionary of Chinese Budhist Terms (Quarto, 530 p., London 1937) with Sanskrit and pali index